رو به خدا

اللهم صل علی محمد و آل محمد

سلام دوستان ...

سلام به تمام شما عزیزانی که در این دنیای ...زندگی میکنید و فرصت نفس کشیدن و دروغ گفتن و ریا کاری و چاپلوسی و دل شکستن و بی وفایی و ...دارید(شوخی)نیشخند

تمام شد ... آره دوستان تمام شد...

تا چشم به هم زدیم اومد و رفت. انگار همین دیروز بود که داشتیم محاسبه میکردیم فاصله بین اذان صبح و مغرب رو ... ١۴ یا ١۵ ساعت ... وای چطوری تحمل بیاریم و...

به راحتی هر چه تمام تر تونستیم تحمل کنیم " قربونش برم که صبر و تحملش رو هم میده.

اما من (نمیگم ما)که روز اول حساب نکردم چه مدت باید دروغ نگم " مراقب چشمهام باشم که ..." مراقب افکارم باشم که ..." مراقب رفتارم باشم که ..."مراقب گفتارم باشم که ..."مراقب دلم باشم که هر کاری خواست با من نکنه و یه وقت اختیار عقلم رو در دست نگیره و...تا بعد از یک ماه یواش یواش این مراعات کردن ها در ذهنم و افکارم بشینه و بتونم تا یک سال ادامه بدمشون و خودم رو به قولی بیمه کنم. خدا امسال تو این ماه عزیز خیلی هوامو داشت و کلی درس بهم داد. بهم نشون داد که همیشه فکر نکنم نعمت و بخشش در دادن یک چیزهست و گاهی گرفتن یک چیز از انسان بزرگترین نعمت هستش و ما بر حسب فرهنگ و عادت غلطمون سریع در مقابلش جبهه میگیریم و ناراحت میشیم " این اواخر درهای رحمتش رو به روم باز کرده بود و انگار یکی داشت کارهام رو درست میکرد . مهمترین چیزی رو هم که بهم آموخت این بود که هیچ وقت دل کسی رو نشکنم چرا که دردناکترین و بزرگترین و پر عارضه ترین(از لحاظ عواقبش در آینده) گناه هستش.

پیشاپش فرا رسیدن  عید سعید فطر رو بر همه شما دوستان خوب و گرانقدرم تبریک عرض میکنم(چه ادبی شداچشمک)

این مطلب رو چون نزدیک افطار بود خیلی سریع نوشتم اما از یک چیزش مطمعنم و اون هم اینکه تمام کلماتش رو دلم میگفت و انگشتانم تایپ میکردن.

کاش به زمانی برگردیم که تنها غم زندگیمان شکستن نوک مدادمان بودلبخند

 

نوشته شده در شنبه ٢۸ شهریور ،۱۳۸۸ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ توسط ابوالفضل نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ