رو به خدا

اللهم صل علی محمد و آل محمد

با سلام به تمام نازنین دوستان خوب خودم

به دعوت یکی از دوستانمان در این دنیای مجازی این پست رو میذارم و در مسابقه ای که ایشان فرمودند شرکت میکنم" ایشون فرمودند برداشتهای خودمون رو درمورد متولدین ماههای مختلف بنویسیم" خوب من فقط برداشتهای خودم رو مینویسم و به هیچ وجه نمیتونه درست باشه و عمومیت داشته باشن . راستش خیلی دوست صمیمی دارم اما باور کنید تاریخ تولداشون رو نمیدونم(ما پسرها برعکس خانوم هاکه تاریخ تولد همدیگرو میدونند زیاد به این چیزها دقت نمیکنیم).پس فقط چندتا از ماهها یی رو که با متولدینشون آشنا هستم رو ذکر میکنم:

اردیبهشت : مهربون- بی ریا و پاک اند و ته دلشون صاف صافه- شدید خودساخته اند - آرزوهای بزرگ دارن.

معایب: نمیدونن  با هر کس چطور رتار کنن تا ازشون ناراحت نشه - میرن یه خراب کاریشون رو درست کنن بدتر میزنن و خرابترش میکنن ودر نتیجه اشخاص مقابلشون  برداشتهای اشتباهی ازشون پیدا میکنن.

 

خرداد : سنگ صبور بودن " قابل اعتماد بودن " خوش تیپ بودن

معایب : زود رنج" کمی تند مزاج " زود از کوره در میرن .

آذر : توانایی شدیدی درعاشق کردن دیگران دارند- آرزوهای بلند دارند "در حدی که از اونها اشخاصی خاص ساخته " در کل انسانهای عجیبی هستن که شناخت درست آنها نیز بر عهده انسانهای عجیب است.

معایب :شدیدا دل سنگ هستند برعکس ظاهرشون- به هیچ وجه نمیتونید کاملا بشناسینشون " هر روز یه یک وجهی ازشخصیتشون پی میبرید که ممکنه با شناختی که ازشون پیدا کرده بودید شدیدا تناقض داشته باشه - . به طرز عجیبی زود قضاوت میکنند - عاشق ادمهای خاص هستند - 

اما مثلا یه متولد آذر دیگه میشناسم که :

خیلی مهربون و خوب و منطقی هستش و دوستاش رو راهنمایی میکنه و خیلی هم رک و پوست کنده حرف میزنه و دورویی و ریا تو کارش نیست .

 

.......................................................................................................

بی ربط : 

سن هر انسان برآیند سه مولفه هستش :

  1. سن شناسنامه ای
  2. سن زیستی(که خانم ها به طور متوسط در این مورد 3 سال از آقایون جلوتر اند)
  3. سن عقلانی (آمادگی عقلانی داشتن برای شزوع یک کار یا تصمیم گیری در یک مورد خاص)

.........................................................................

یه چیز جالب :

چند وقت قبل آقای حسنی که تو اداره کل فرهنگ و ارشاد گرمسار هستش اومد واز من خواست که  یه عکس با فعالیت های علمی و فرهنگیم رو بهش بدم !!! هر چی پرسیدم جواب نداد و گفت بعدا میفهمی !!! " 5شنبه  پیش تو فرهنگسرای گرمسار که واسه کلاس گیتار رفته بودم کتابی رو دیدم که تازه ازش رونمایی شده بود" در مورد تاریخچه گرمسار هستش (3 تا کتاب تا حالا با این موضوع چاپ شدن)" تو بخش فرهیختگان اون" عکس و مشخصات و سوابق خودم رو دیدمتعجب!!!

حالا ببینید مملک ما رو " یه بچه 26 ساله اسمش رو تو بخش مفاخر آوردند نیشخند!!!

ما هم فرصت طلب"چندتایی خریدیم و به دوستان آشنایان دادیم" تا بفهمند ما از مفاخر بودیم و خودمون خبر نداشتیم چشمک.

...................................................................

هفته پیش دکتر زنگ زد و گفت بیا واسه تکمیل پروپوزال " گفتم کجا بیم ؟ گفت : بیا ساختمان ستاد مرکزی دانشگاه " هسته گزینشسوال !!!!

مرخصی گرفتم و رفتم اونجا " از افرادی که اونجا بودن نشونی اتاق دکتر رو پرسیدم و اونها گفتن برو ته راهرو آخرین اتاق" رفتم و با کمال تعجب دیدم روی درب اتاقشون نوشته : ریاست گزینش دانشکده تعجبتعجب!!!!

زانوم شل شد" باورتون نمیشه "بعد از دوماه آشنایی   هنوز بهم نگفته بود که این کاره هم هست " شانس آوردم پیشش زیاد حرف های ... نزده بودم . این موضوع چند روزی هستش که فکرم رو مشغول کرده "آخه چرا ما اینقدر مخفی کار شدیم .حداقل به منی که اینقدر باهاشون  اصطلاحا رفیق شده بودم چرا نگفته بود" به طرز عجیبی و در عین حال خیلی ساده در مورد دانشجوها و اساتید تو اون اتاق تو اون چند لحظه ای که منتظر بودم داشت تصمیم گیری میشد:

1.مشکل این پرونده چیه : صحبت با یه پسری که همرشته ایش نبوده!!

2. مشکل اون یکی چیه : عدم رعایت حجاب

3. مشکل اون یکی چیه : این پرونده یه استاده( و با یه حالتی بیان کردن که به هم فهموندن در مقابل من درست نیست بیان بشه) و ..

.

.

.

کل ذهنیتم در مورد دکتر عوض شد"از اون روز یه جورایی ازش میترسم .

میترسم یه وقت یه کاره دیگه ای هم باشه و از من پنهون کرده " چرا ؟؟؟؟.....چرا ؟؟؟

...................................................................

به دیدارم بیا هر شب " در آن تنهایی تنها

دلم تنگ است...

دلم تنگ است...

ولی گاهی دلم اندازه دنیا به وسعت میگراید تا توان دیدنت را باز یاد ...

دلم تنگ است ...

دل تنگ ابوالفضل را  تو گه گاهی نظر کن تا دگر با مردمان بی ریا تنها نماند ... ولی نه ... بی ریا نه ... اشتباه گفتم ...مردم  ...

دلم تنگ است ...

یه دوست خوبی یه جمله فوق العاده قشنگی رو گفت که قبلا هم شنیده بودم اما این روزها انگار واسم یه معنای دیگه ای داشت :

طوفان همیشه گیرنده نیست و دهنده هم هست به

به مولا میسپارمتون و از خدا میخوام همیشه نور امید در دلهاتون زنده باشه

بای بای

نوشته شده در دوشنبه ٢۳ آذر ،۱۳۸۸ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ توسط ابوالفضل نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ